
خدا خیلی برام مجهوله ...منو بیژن بالاخره بشیم یه مزونیا اینکه بیژن بشه پارچه فروش و منم خیاط مامی .......
ادامه مطلب
و باز دوباره ایمانم بیشتر شد به اتفاق افتادن افکارم وقتی امروز صبح در حال اومدن به سره کار خوش چهره رو توی اتوبوس خانی اباد به انقلاب دیدم و کلی باهم از گذشته و اینده حرفیدیم .....
ادامه مطلب